ارکان دعوای خلع ید چهار مورد است که برای اقامه دعوا باید این ارکان در نظرگرفته شود و دادگاه نیز تکلیف دارد تا براساس این ارکان رسیدگی نماید.مالکیت خواهان، غیر منقول بودن مال مورد خاصه،تصرفات خوانده و عیر مجاز بودن تصرفات خوانده یکی از مهمترین و شایع ترین دعاوی حقوقی در دادگاه های ما یا دفاتر وکلا بحث خلع ید است که مبنای آن غصب می باشد که ریشه شرعی و فقهی دارد چراکه استیلای بر مال غیر چه به صورت عمدی و چه به صورت غیر عمد باشد و چه غاصب منتفع شده باشد چه نشده باشد ملزم است آن مال را برگرداند بنابراین دعوایی در این جا تحت عنوان خلع ید مطرح می شود.
تفاوت های تصرف عدوانی و خلع ید این دو مورد تشابهات بسیاری دارند و نباید در حکم دادن این دومورد جابجا شوند چون آثار مختلفی برهرکدام مترتب است.
ارکان دعوای خلع بسیار مهم هستند و در صورت نبود هرکدام از ارکان امکان پیشبرد پرونده در دادگاه وجود ندارد. در قانون مدنی موارد کمی داریم که عبارت خلع ید آمده است و در قانون ارکانی برای این مورد وجود ندارد. اما براساس رویه قضایی و نظر حقوقدانان ارکانی برای این موضوع در نظر گرفته شده است.
ارکان دعوای خلع ید ۴ مورد است که برای اقامه دعوا باید این ارکان در نظرگرفته شود و دادگاه نیز تکلیف دارد تا براساس این ارکان رسیدگی نماید.
۱-مالکیت خواهان: مالکیت خواهان در رای وحدت رویه سال ۸۳ آمده است که خلع ید فرع بر اثبات مالکیت است در ضمن به قانون ثبت در مواد ۴۵ ، ۴۶ ،۴۷ و۴۸ اشاره کرده است که بنابراین رای وحدت رویه باید خواهان مالکیت رسمی داشته باشد. مالک رسمی نیز با توجه به قانون ۲۲ ثبت کسی است که نام او در دفتر املاک ثبت شده باشد.
اگر کسی ادعای مالکیت داشته باشد نمیتوان مالکیت فرد را زیر سوال برد اما چون ملاک دفتر املاک است باید این موضوع استعلام شود.
برچسب:
نویسنده: سینا کریمیپور