ایقاع نوعی عمل حقوقی است که فقط با اراده یک نفر انجام میشود و برخلاف عقد یا قرارداد به توافق دو یا چند اراده نیاز ندارد. هرچند ممکن است با اراده دیگری از میان برود.
مهمترین انواع ایقاع طلاق، رجوع شوهر، لعان، حیازت مباح (آبادسازی اموال بیصاحب)، فسخِ قرارداد (خیارات)، اعراض، ابراء (بخشش طلب)، تملک به شفعه، نذر و فرزند خواندگی هستند.
در مورد عقد یا ایقاع بودن برخی از اعمال حقوقی همچون اقرار[۱]، وصیت تملیکی و ابراء اختلاف است. این اختلاف گاه ناشی از تعریف ایقاع و گاه ناشی از تأثیر رد ذینفع در تحقق ایقاع است.[۲]
تفاوت قرداد با ایقاع
اکنون که با چند نمونه از ایقاع آشنا شدیم باید بگویم که در دنیای حقوق، اعمال حقوقی (اعمالی که به خواست و ارادهی انسان انجام میu202bشوند)، به دو دسته تقسیم میu202bشوند: قراردادها و ایقاعات.
قراردادها مثل بیع و اجاره، با تراضی (موافقت و رضایت) حداقل دو شخص واقع میu202bشوند و اثر حقوقی آنها مقصود مشترک اشخاصی است که قرارداد را منعقد کردهاند. مثلا دو شخصی که قرارداد اجاره را با تراضی یکدیگر منعقد میu202bکنند، هدفشان ایجاد رابطهی استیجاری است که با قرارداد محقق میu202bشود.
ایقاعات با یک اراده واقع میu202bشوند و مانند قراردادها همان اثری را دارند که شخص انجامدهنده درنظر داشته است. مثلا مردی که همسر خود را طلاق میu202bدهد، درواقع خواستهاش انحلال رابطهی زناشویی و نکاح بوده است و با طلاق خواستهی وی محقق میu202bشود.
بنابراین با توجه به تعاریف فوق مهمترین تفاوت عقد (قرارداد) و ایقاع آن است که در عقد به تراضی حداقل دو نفر احتیاج است، درحالی که ایقاع با ارادهی یک طرف محقق میu202bشود. بنابراین، برای آنکه عقد اجارهای محقق شود حتما باید دو طرف (موجر و مستأجر) وجود داشته باشند و رضایت هر دو به وقوع عقد اعلام شود. هیچگاه یک نفر نمیتواند بهتنهایی و بدون رضایت طرف دیگر خانهی خود را به او اجاره دهد و برای اینکه اجاره بهنحو صحیحی واقع شود، حتما باید رضایت طرف دیگر نیز اخذ گردد. درحالی که این مسئله درخصوص طلاق صادق نیست. مرد میتواند همسر خود را بدون آنکه رضایتش را کسب کند طلاق بدهد. به عبارت دیگر، برای وقوع طلاق نیازی به رضایت زن نیست و مرد بهتنهایی میتواند این عمل حقوقی را انجام دهد.
از توضیحات فوق مشخص است که ایقاع عملی ارادی است و به ایجاد یا اسقاط حق (از بین بردن حق) یا تغییر موقعیتهای حقوقی منجر میu202bشود. درواقع ایقاع هم مثل قرارداد اثر حقوقی دارد .
لازم به ذکر است که ایقاع هرچند با یک اراده محقق میu202bشود ولی باید اعلان شود، چراکه حقوق به رویدادهای اجتماعی میu202bپردازد و شخص نیز باید بهنحوی ارادهی خود را اعلام کند. مثلا در فسخ قرارداد، شخصی که قرارداد را فسخ میu202bکند باید به طرف مقابل فسخ را اطلاع دهد.
طلاق، فسخ، رجوع (بازگشت مرد به همسر مطلقهی خود در طلاق رجعی)، ابرا (بری کردن دیگری و گذشتن از بعضی از حقوق خود) ازجمله مصادیق ایقاع هستند که با ارادهی فاعل آن به وجود میu202bآیند، اثر میu202bکنند و اثرشان باقی میu202bماند.
تأثیر ایقاع در حقوق دیگران در وصیت عهدی (وصیتی که در آن شخص وصیتکننده یا همان موصی بهموجب وصیت خود، انجام یک سری امور را به شخص دیگری که وصی نام دارد واگذار میu202bکند) بیشتر آشکار میشود. در وصیت عهدی، همانگونه که از تعریف آن برمیآید، موصی انجام کاری را برای بعد از مرگ خود برعهدهی وصی قرار میدهد. این نوع وصیت با رد مخاطب آن از بین میu202bرود. به عبارت دقیقتر، وصیت عهدی با ارادهی موصی بهوجود میu202bآید ولی با رد وصی در زمان حیات موصی از بین میu202bرود. البته باید درنظر داشت که حق رد، مخصوص وصیت عهدی است و در سایر ایقاعات جاری نیست. <
برچسب:
نویسنده: سینا کریمیپور