خرید بک لینک
چه تفاوتی بین دعوی اعلان بطلان معامله و ابطال سند یا فروش‌رسانینامه وجود دارد؟ و آیا اعلان بطلان معامله مقدمه ابطال عرضهنامه است؟ 2- چنانچه منظور خواهان از ابطال سند یا عرضهنامه همان اعلان بطلان معامله باشد آیا دعوی وی مستقلاً قابلیت استماع دارد؟ (بنابراین در مورد سوال مطروحه می‌توان چنین پاسخ داد که دعوی اعلان بطلان معامله یا دعوی ابطال معامله یا ابطال سندی که ناشی از بطلان معامله باشد ماهیتاً و مفهوماً به یک معناست زیرا قانونگذار در مواد مختلف و در قوانین مختلف این دو عبارت را مترادف هم به کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 12:48

انصراف زوجه از «مطالبه حقوق مالی ناشی از زوجیت»، به‌معنای انصراف از استرداد جهیزیه نیست انصراف زوجه از «مطالبه حقوق مالی ناشی از زوجیت»، به‌معنای انصراف از استرداد جهیزیه نیستگرچه مالکیت زوجه بر جهیزیه از حقوق مالی وی می‌باشد و جهیزیه بر اموال اختصاص داده شده به زندگی مشترک صدق می‌کند، اما حق بر استرداد جهیزیه از حقوق مالی «ناشی از زوجیت» نیست. بنابراین اگر زوجه، از «مطالبه حقوق مالی ناشی از زوجیت» صرف‌نظر کند، عموم این عبارت، حق بر درخواست استرداد جهیزیه را دربر نمی‌گیرد، بلکه حقوق مالی ناشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 12:48

چه تفاوتی بین دعوی اعلان بطلان معامله و ابطال سند یا فروشنامه وجود دارد؟ و آیا اعلان بطلان معامله مقدمه ابطال فروشنامه است؟ 2- چنانچه منظور خواهان از ابطال سند یا فروشنامه همان اعلان بطلان معامله باشد آیا دعوی وی مستقلاً قابلیت استماع دارد؟ (بنابراین در مورد سوال مطروحه می‌توان چنین پاسخ داد که دعوی اعلان بطلان معامله یا دعوی ابطال معامله یا ابطال سندی که ناشی از بطلان معامله باشد ماهیتاً و مفهوماً به یک معناست زیرا قانونگذار در مواد مختلف و در قوانین مختلف این دو عبارت را مترادف هم به کار برده ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 4 آذر 1404 ساعت: 15:56

انصراف'>انصراف زوجه از «مطالبه حقوق مالی ناشی از زوجیت»، به‌معنای انصراف از استرداد جهیزیه نیستگرچه مالکیت زوجه بر جهیزیه از حقوق مالی وی می‌باشد و جهیزیه بر اموال اختصاص داده شده به زندگی مشترک صدق می‌کند، اما حق بر استرداد جهیزیه از حقوق مالی «ناشی از زوجیت» نیست. بنابراین اگر زوجه، از «مطالبه حقوق مالی ناشی از زوجیت» صرف‌نظر کند، عموم این عبارت، حق بر درخواست استرداد جهیزیه را دربر نمی‌گیرد، بلکه حقوق مالی ناشی از زوجیت صرفا ناظر بر مواردی نظیر نفقه زوجه و مهریه که موضوعا از جهیزیه و حق مالکیت بر آن ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 4 آذر 1404 ساعت: 15:56

به وبلاگ ما خوش آمدید .در این وبلاگ مطالبی در رابطه با شوراهای حل اختلاف و امور قضایی و انواع جرائم و علل به وقوع پیوستن این گونه جرائم را خواهید دید.در ضمن کامیاران از توابع استان کردستان میباشد.آمار عملکرد موجود در وبلاگ مربوط به همین شورا در کامیاران میباشد.در ضمن شما می توانید از طریق بخش پرسش و پاسخ سوالات خود را در مورد این وبلاگ مطرح فرمایید و ظرف 48 ساعت جواب خود را دریافت کنید.امیدواریم که استفاده کافی را ببرید. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 1 مرداد 1403 ساعت: 1:29

تفاوت ابطال یا بطلان با فسخ قرارداد چیست؟اگر خوانده حین انعقاد عقد مالک نبوده بایستی دعوی اعلام بطلام معامله مطرح شود زیرا ابطال به این معنی است که بیع از ابتدا صحیح بوده سپس باطل شود ودادگاه اختیاری بر ابطال قرار داد فی مابین اشخاص ندارد دعوی ابطال قرار داد خارج از اختیارات دادگاه حقوقی می باشد وصرفاٌ دادگاه آنچه را که در عالم خارج واقع گردد اعلام می نماید در حقوق ایران قرار داد از لحاظ وضع حقوقی به باطل صحیح ونافذ وغیر نافذ تقسیم می شوند قرار دادی در حوزه های مدنی وجود ندارد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 1 مرداد 1403 ساعت: 1:29

معنی معاوضه چیست؟از نظر حقوقی، مبادله کالا به کالا را که از گذشته در جوامع بشری مرسوم بوده، قرارداد معاوضه میگویند. میتوان گفت که مبادله کالا با پول که همان عقد بیع است، شکل تکاملیافته معاوضه است. به عنوان مثال اگر شخصی محصول باغ خود را با یک خودرو عوض کند، نام این قرارداد معاوضه است. امّا اگر فردی محصول باغش را در ازای پول بفروشد، این معامله بیع نام دارد.ماده ۳۳۸ قانون مدنی بیع را تملیک عین در قبال عوض معلوم معرفی کرده که با این تعریف تفاوتی بین عقد معاوضه و بیع وجود ندارد چون عوض معلوم میتواند کالا یا خدمت یا پول باشد، امّا باید بدانید تفاوت معاوضه و بیع از نظر حقوقی در آثار ناشی از آنها و قواعد مربوط به آنها مشخص است.مثلا بعضی خیارات فسخ مانند تأخیر ثمن، مختص عقد بیع هستند و در قرارداد معاوضه کاربردی نخواهند داشت. به عبارتی اگر طرفین معامله بخواهند دو مال یا کالا را بدون هیچ امتیازی با هم مبادله کنند، معامله آنها معاوضه نام خواهد گرفت و اگر مبادله آنها تبادل پول در ازای کالا باشد، بیع است.بر اساس ماده ۴۶۴ قانون مدنی، مبادله مالی با مال دیگر بدون ملاحظه این که یکی از آنها مبیع و دیگری ثمن باشد، عقد معاوضه نام دارد. در عقد بیع، مورد معامله باید عین باشد، امّا در معاوضه علاوه بر آن میتواند منفعت یا حق مالی بوده باشد.اوصاف عقد معاوضهطبق قانون قرارداد معاوضه دارای ویژگیها یا اوصافی است که در ادامه میخوانید:عقد معوّض: هر دو طرف معامله در قبال مالی که به دیگری میدهند، صاحب مالی دیگر شوند.عقد لازم: قرارداد معاوضه در حقیقت از عقود لازم است، یعنی پس از جاری شدن هیچکدام از طرفین معامله نمیتوانند آن را بر هم بزنند؛ مگر این که طبق شرایطی که در قانون تعریف شده، حق فسخ پیدا کننادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 1 مرداد 1403 ساعت: 1:29

بخشیدن مهریه در طلاق خلعاگر خانمی در طلاق توافقی مهریه خود را ببخشد و در زمان عده درخواست ما بذل آن را بدهد امکان گرفتن مهریه به شرط باکره و یائسه نبودن خانم وجود دارد.بخشیدن مهریه در طلاق به ازای حضانت فرزندطبق ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی نگهداری فرزند با پدر و مادر و حق طبیعی و قانونی آنهاست است در واقع پدر و مادر هر دو دارای وضعیت قانونی و شرعی میباشند بر اساس ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی حضانت فرزند دختر و پسر تا ۷ سالگی با مادر است و پس از هفت سالگی قاضی مقرر می کند که باید نزد پدر خود زندگی کنند یعنی انتخاب کنند که تمایل دارند با کدام یک از والدین خود به ادامه زندگی بپردازند. ولی مواقعی پیش می آید که صلاحیت نگهداری فرزند ممکن است از یکی از والدین سلب گردد . در این صورت اینکه کدام یک از آنها حق حضانت فرزند را دارد توسط قاضی دادگاه و صلاحدید فرزند تعیین خواهد شد. دغدغه بسیاری از خانم ها این است که اگر مادر در قبال انتقال حضانت خواستار این باشد که مسئولیت نگهداری فرزندش به او واگذار گردد ممکن است بخواهد که مهریه خود را به شوهرش بذل پنماید آیا این امکان وجود دارد و اینکه آیا مهر بذل شده محسوب می شود؟حق حضانت فرزند بنابر یک سری دلایل قابل اسقاط و معامله نمی باشد زیرا طبق ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی حق حضانت طفل قابل اسقاط نمی باشد زیرا این یک ولایت است.مورد دوم این است که از آنجایی که ولایت یک اصل ذاتی به شمار می رود و متعلق به پدر و جد پدری است در اینجا قانونگذار در مدت کوتاهی حضانت را به مادر واگذار می نماید . آخرین مورد اینکه این حق و تکلیف برای پدر و جد پدری آنچنان تلفیق شده و به هم آمیخته شده است که از نظر قانون به هیچ عنوان قابل عزل و قابل اسقاط و قابل انتقال نمیباشد همچنین بذل مهریه ای همادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 15:22

نحوه بخشیدن مهریه به چه صورت است؟۱- اگر زن سندی (نوشته ای) به زوج داده باشد و اقرار به دریافت مهریه کرده باشد کار بسیار دشوار است زیرا ادعای بعدی زن انکار بعد از اقرار محسوب می شود که در محاکم مسموع نیست مثلا دیده شده است که زوجین به دفترخانه اسناد رسمی مراجعه کرده اند وبرای بخشیدن مهریه زن سند اقرار نامه مهریه را امضاء کرده است در این حالت مهریه دریافت شده محسوب او می شود و ادعای بعدی نگرفتن مهریه پذیرفته نمی شود مگر این که زن ثابت کند که اقرار او فاسد یا مبنی بر اشتباه و غلط بوده است. (ماده ۱۲۷۷ قانون مدنی)۲- حالت دوم به اصطلاح حقوقی این است که زوجه (زن) ذمه مرد را از مهریه ای که بدهکار است بری کند که به آن ابراء می گویند اگر نوشته یا همان سندی که زوجه به زوج می دهد خواه رسمی یا عادی، دلالت بر ابرار ذمه کند دیگر از جانب زوجه امکان رجوع وجود ندارد. ماده ۲۸۹ قانون مدنی: « ابرا عبارت از این است که دائن از حق خود به اختیار صرف نظر نماید»۳- اگر مهریه در قالب عقد صلح در عوض چیزی صلح شده باشد، امکان رجوع برای زوجه وجود ندارد.۴- اگر سندی (نوشته ای) بین زوجین رد و بدل شود مبنی بر این که با توافق مهریه مندرج در عقدنامه را کم یا زیاد کرده اند حسب نظریه شورای نگهبان این افزایش یا کاهش مهریه غیر شرعی محسوب می شود و بلا اثر است.۵- اگر بخشیدن مهریه در قالب بذل تمام یا قسمتی از مهریه در طلاق خلع باشد زوجه در ایام عده می تواند به آنچه بذل کرده است رجوع کند فرض کنید طلاق توافقی بوده و زوجه تمام مهریه را در قبال طلاق بذل کرده است در ایام زوجه می تواند با مراجعه به دفترخانه ای که صیغه طلاق را خوانده است طی درخواستی رجوع به مابذل کند. این رجوع در صورتی است که زن عده داشته باشد یعنی باکره یا یادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 15:22

نظر مشورتی 7/989 مورخ 1375/02/25 اداره کل حقوقی قوه قضائیهکراهت زوجه به تنهایی عنوان عسروحرج ندارد و نمی تواند مصداق آن باشد، عسروحرج مذکور در ماده (1130) ق.م. با کراهت مذکور در مورد طلاق خُلع و مُبارات موضوع مواد 1146 و 1147 ق.م. متفاوت است ولی اگر دادگاه پس از رسیدگی های لازم احراز نماید که نفرت به حدی است که ادامه زوجیت را برای زوجه غیرممکن می سازد و موجب عسروحرج زوجه است می تواند برابر ماده 1130 اصلاحی ق.م. اقدام کند. + نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 11:10 توسط موسی امیری  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 15:22

تفاوت نامه'>قولنامه با مبایعه نامه ملکمبایعه نامه چیست؟مبایعه نامه یا بیع نامه قراردادی است که در هنگام خرید و فروش ملک بین خریدار و فروشنده بسته میشود. با وجود اینکه مبایعه نامه در دسته اسناد رسمی قرار نمیگیرد، اما از لحاظ قانونی دارای اعتبار زیادی است. به طوری که امروزه کمتر کسی را مشاهده میکنید که برای تنظیم قرارداد موقت، از قولنامه استفاده کند. دلیل آن هم قابلیت ثبت مبایعه نامه در سامانه ثبت اسناد و دریافت کد رهگیری و هولوگرام رسمی از سوی این سامانه است. با دریافت این مدارک، شما از صحت معامله و قانونی بودن قرارداد خود اطمینان پیدا خواهید کرد.قولنامه چیست؟قولنامه همان طور که از نامش پیداست، قراردادی است که بر اساس قول و قرارهای طرفین معامله تنظیم میشود. در زمان معامله ملک گاهان خریدار یا فروشنده به خاطر حاضر نبودن مبلغ اولیه معامله یا سند ملک مجبور به بستن قرارداد موقت میشود. در این هنگام با توافق طرفین و بستن قولنامه، فروشنده به خریدار اطمینان میدهد تا زمان انتقال رسمی سند، ملک را به فرد دیگری نفروشد. البته قولنامه به معنای این نیست که خریدار و فروشنده ۱۰۰% موظف به انجام و ادامه معامله باشند. از این رو بندهایی مثل وجه التزام به آن اضافه میشود تا در صورت فسخ قرارداد از سوی هر یک از طرفین، مبلغ مشخص شده را به طرف دیگر قرارداد پرداخت کند.متن قولنامهتفاوت و شباهت قولنامه و مبایعه نامهمبایعه نامه از کلمه بیع به معنای خرید و فروش میآید. اما قولنامه متشکل از دو واژه قول و نامه است. به این معنا که دو طرف به یکدیگر قولهایی در رابطه به پایبندی معامله میدهند. مبایعه نامه به نوعی تعهد طرفین نسبت به قرارداد را منعکس میکند؛ اما قول نامه وعدههای طرفین به یکدیگر است که در قالب پیش ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 20 اسفند 1402 ساعت: 17:24

تسلیط ید چیست ؟تسلیط ید یا وضع ید که به آن اصل قاعده ید هم گفته می شود، یکی از قواعد فقهی می باشد و به معنای این است که مالک در اموال خود، حق هر گونه تصرف و دخالتی را تا آنجا که مخل حقوق دیگری نباشد را دارد. به عبارت دیگر طبق این قاعده هر تصرفی که توسط قانون گذار در مالی منع نشده باشد، جایز است.در قانون مدنی نیز به این قاعده فقهی اشاره شده است و در ماده 30 این قانون مقرر شده است که:هر مالکی نسبت به مایملک خود حق همه گونه تصرف و انتفاع دارد مگر در مواردی که قانون استثناء کرده باشد.ماده 30 قانون مدنیالبته حمایت قانون گذار شامل مالکی می شود که به صورت مشروع و قانونی مالی را در تسلط خود داشته باشد و نسبت به مالکیت های غاصبانه و غیر قانونی اصل تسلیط بر قرار نخواهد بود.دقت داشته باشید که قاعده وضع ید صرفا درباره شخصی که سند مالکیت به نام اوست جاری نیست بلکه مواردی وجود دارد که ضمن آن، مالک به دیگری اجازه تصرف و در اختیار داشتن مالی را می دهد. در این حالت نیز شخصی که از طرف مالک اجازه تصرف در مال را دارد و به طور قانونی در آن دخالت دارد نیز شامل اصل تسلیط می شود.دعوای وضع ید یا تسلیط یددعوای وضع ید یا تسلیط ید از انواع دعاوی مالی است که هدف اصلی از طرح آن در اختیار گرفتن مال موضوع دعواست؛ بنابراین دعوای وضع ید زمانی مطرح می شود که شخصی به صورت قانونی و مشروع مالی را در اختیار دارد به این ترتیب که یا مالک آن مال است و یا اینکه از جانب مالک اجازه استفاده و تصرف دارد.حال تصور کنید این اختیار یا مالکیت از سوی فردی مورد خدشه قرار بگیرد و اختیار و تصرف دارنده مال مورد تردید قرار بگیرد. در اینجا کسی که مال در اختیار اوست می تواند اقدام به اقامه دعوای وضع ید یا تسلیط ید بنماید. در صورتی که ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 20 اسفند 1402 ساعت: 17:24

بند چهار م : شرایط دادخواست اعتراضبند پنجم : ادعای بعد از انقضاء مدت اعتراضبند ششم : اثر فوت و حجر معترضبند هفتم : تجدید دادخواست اعتراضبند هشتم : موارد سقوط دعوی اعتراضبخش دوم : اعتراض به تحدید حدودبند اول : كسانی كه حق اعتراض به حدود دارندبند دوم : مهلت اعتراضبند سوم : مرجع تقدیم اعتراضبخش سوم : اعتراض به حقوق ارتفاقیبخش چهارم : اعتراض به رای هیات حل اختلاف موضوع مواد۱۴۷و ۱۴۸ اصلاحیبند اول : هیات حل اختلاف – تركیببند دوم : صلاحیت هیات حل اختلافبند سوم : چگونگی ابلاغ آراء هیاتبند چهارم : مهلت اعتراض به رای هیاتبند پنجم : مرجع تقدیم اعتراضبند ششم : مرجع رسیدگی به اعتراضبند هفتم : شرایط دعوی اعتراضبند هشتم : اعتراض بعد از انقضاء مدت و بعد از صدور سند مالكیتبخش پنجم : اعتراض به رای هیات حل اختلاف موضوع ماده ۵ قانون نحوهصدور اسناد مالكیت املاكی كه اسناد آنها در ...بخش ششم : اعتراض به رای هیات موضوع بند ۲ ماده ۱۳۳ قانون برنامهچهارم توسعه اقتصادی اجتماعیبند اول : صلاحیت هیاتبند دوم : نحوه رسیدگی هیاتبند سوم : نحوه ابلاغ تصمیمات هیاتبند چهارم : مهلت اعتراض به رای و مرجع تسلیم اعتراضبند پنجم : تشریفات اعتراضفصل دوم : دعاوی مربوط به ثبت اسناد و ابطال و اصلاح اسنادبخش اول : دعاوی مربوط به اسناد مالكیت معارضبند اول : تعریف سند مالكیت معارضبند دوم : مرجع تشخیص سند مالكیت معارضبند سوم : تكلیف دارنده سند مالكیت معارضبند چهارم : شرایط دعوی ابطال سند معارضبخش دوم : دعوائی كه بر اثر اشتباهات ثبتی مطرح می شودبخش سوم : دعوی ابطال سند مالكیتبند اول : تعریف سند مالكیتبند دوم : تفاوت های موجود بین سند مالكیت و سند رسمیبند سوم : شرایط پذیرش دعوی ابطال سند مالكیتبخش چهارم : دعوی اعتراض افرازیفصل سوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 10 اسفند 1402 ساعت: 12:34

خسارات ناشی از عدم النفع چیست؟ضرری که به شخص وارد میشود ممکن است مادی یا معنوی باشد. ضرر مادی نیز به دو نوع قابل تقسیم است: 1- از دست رفتن مال موجود یا خسارت مثبت. 2- تفویت منافع یا خسارت منفی که همان عدمالنفع است.عدمالنفع عبارت از ممانعت از وجود پیدا کردن منفعتی است که مقتضای آن حاصل شده است. به عنوان مثال، توقیف غیرقانونی فرد شاغل به کار موجب حرمان (بیبهره بودن و بینصیب شدن) او از گرفتن مزد شود.عدمالنفع گاهی ضرر محسوب میشود. در این صورت عبارت است از بینصیب شدن از نفعی که به احتمال قریب به یقین حسب جریان عادی امور و اوضاع و احوال، امید وصول به آن نفع، معقول بوده باشد. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 18 دی 1402 ساعت: 20:25

اقسام عدمالنفععدمالنفع شامل عدمالنفع محققالحصول و محتملالحصول است. عدمالنفع محققالحصولعبارت است از فوت شدن (از بین رفتن) منفعت که اگر فعل معین موجود نمیشد، آن منفعت به متضرر میرسید و در حقیقت فعل مزبور سبب منحصر نرسیدن منفعت شده است. به عنوان مثال، شخصی در خیابان در جلوی گاراژی جوی عمیقی میکند و مانع از خروج اتومبیل کرایهای میشود. بدین ترتیب این شخص مانع رسیدن منفعتی شده است که مالک اتومبیل از کار کردن به دست میآورد. عدمالنفع محتملالحصولعبارت است از تفویت منفعت که هرگاه فعل معین موجود نمیشد، این احتمال وجود داشت که عاید طرف شود. به عنوان مثال، توزیعکننده روزنامه، روزنامهای که در آن اعلان مزایده ملکی درج شده است را به مشترک آن روزنامه نمیرساند و او در مزایده شرکت نمیکند. مشترک روزنامه پس از اطلاع بر این امر علیه توزیعکننده، اقامه دعوی کرده و خسارت وارده خود را از او مطالبه میکند، بدین سبب که اگر روزنامه را به او رسانده میشد، او در مزایده اعلانشده شرکت و برنده میشد و از آن مبلغی به عنوان منفعت استفاده میکرد.این در حالی است که چون توزیع کننده، روزنامه را به موقع نرسانده است، باید خسارت این عدمالنفع را به مشترک بپردازد. در این مثال به دلیل اینکه شرکت در مزایده و برنده شدن شخص محرز نیست، عدمالنفع محتملالحصول بوده و قابل مطالبه نیست. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سینا کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 18 دی 1402 ساعت: 20:25

صفحه بندی